تبليغاتX
چالش نامنقطع و بي انتهاي ما سه تا - پس موهام كو؟
 
چالش نامنقطع و بي انتهاي ما سه تا
 
 
با اين چشاي بسته یه نگاهی به خودم بندازم، همممم؟
 

يه ضرب المثل چيني مضموني شبيه به اين داره: ( زندگی زماني یه شونه به دستت ميده كه ديگه مويي به سر نداري)، اين جمله با داستان روزهاي اخير زندگيم خيلي تطابق داره.

سالها بود كه روياي يك سفر اروپايي برام جذاب بود و غير قابل تحقق به نظر میرسید ( شايدم جذابيتش به علت غير ممكن به نظر رسيدنش بود )

حالا يه سفر اروپايي ( بارسلونا و پاريس ) در پيش دارم، در واقع  يه سفر كاريه ولي دو سه روز اضافي براي تفريح هم دارم ، باورم نميشه ولي چندان خوشحال نيستم، انگار كچل شدم و شونه هه ديگه به كارم نمياد

پي نوشت ۱: اون موضوع خوشحال كننده كه تو پست "بسط قذرت تخیل یا الکی خوش بودن" گفته بودم موافقت با ويزام بود.... اما نه، باور كنيد خوشحاليه  خيلي دووم نياورد، تازه فقط خوشحال بودم نه خيلي خوشحال

پي نوشت ۲: اميدوارم اگه شما ها هم از اين آرزوها داريد، زودتر بهش برسيد نه وقتي كه...

پي نوشت ۳: يه چيز بگم بهم نخندينا دلم واسه اينجا و شما هم تنگ ميشه، آخه من تازه كارم دلم ميخواد هر روز به اينجا سر بزنم،  نخنديديد كه؟

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/23ساعت 16:49  توسط الهام  | 
 
  بالا