پيشاپيش قدمهايم، نور....
مي بينم، مي روم....
پشتگرمم
به پشتوانه گرماي دستت
و صداي نفسهايت، دم و بازدم، دم و بازدم....
و لبخندي كه بر سايه ات نقش بسته
آن لبخند جاودان
RSS