تبليغاتX
چالش نامنقطع و بي انتهاي ما سه تا - خودخواهي
 
چالش نامنقطع و بي انتهاي ما سه تا
 
 
با اين چشاي بسته یه نگاهی به خودم بندازم، همممم؟
 
 

مدتهاست با خودم عهد بستم كه قضاوت نكنم، نصيحت نكنم و بگذارم هر كسي خودش راهشو پيدا كنه ، تا حدود زيادي هم موفق بودم ولي....

ولي وقتي طرف مقابل يكي از نزديكترين افراد به منه و مكررا" اشتباه ميكنه، بارها مقاومت ميكنم تا بالاخره تو تله ميفتم و دخالت ميكنم و باقي قضايا..

اگه بخوام ظاهر موجه و زيبا به دخالتام بدم ميتونم بگم كه چون من اون شخصو خيلي دوست دارم و نميخوام ضرر كنه اين كارو ميكنم ولي جنبه شريرانه تر مسئله ميتونه اين باشه كه (  اون شخص منافع مشترك با من داره و وقتي اشتباه ميكنه در واقع منافع من هم تو خطر ميفته )، و متاسفانه شخصا" به شق دوم بيشتر  اعتقاد دارم

متاسفانه دو روز گذشته با يكي از نزديكانم چنين تجربه اي داشتيم و نهايتا" چيزي كه نصيبمون شد "احساس گناه" براي من و  "افت بيشتر اعتماد به نفس"  براي اون بود

بدجوري تو تله افتادم، خيلي خودخواهم نه؟

پي نوشت:اگه نظري داريد كه ميتونه كمكم كنه دريغ نكنيد

 |+| نوشته شده در  شنبه 1386/04/16ساعت 10:3  توسط الهام  | 
 
  بالا