|
چالش نامنقطع و بي انتهاي ما سه تا
|
||
|
با اين چشاي بسته یه نگاهی به خودم بندازم، همممم؟ |
چند ماهی میشه که پشت هم داره اتفاقای خطرناک و بدی برای من و همسرم پیش میاد، تصادف، مشکل کاری و مالی، دزد زدگی ( درسته؟ ![]()
![]()
اوایل همشو به حساب اتفاق و پیشامد میذاشتم ولی از اونجا که این اتفاقا دارن سلسله وار تکرار میشن بنظر میرسه یه علتی پشتشونه.......... نه، اشتباه نکنید، من به هیچ وجه خرافاتی نیستم و اعتقاد به بدشانسی و مشابهاش ندارم، به شخصه عقیدم اینه که شاید خودم دارم موج منفی میفرستم ولی جالب اینجاست که اخیرا" نسبت به گذشته روحیم خیلیم بهتره و طبعا" باید انرژِی منفی کمتری داده باشم. خلاصه همچین دارم گیج میخورم، ولی بازم میگم که باید کاسه ای زیر نیم کاسه باشه![]()
پی نوشت۱: حالا جدا" نظرتون چیه؟ اسم این اتفاقارو چی میزارین؟
پی نوشت۲: یه چیز دیگه، به چشم خوردن اعتقاد دارید!؟
تولد قلابیم
بد جوری به خودم تبریک میگم![]()
پی نوشت۱: ۵ شنبه گذشته با جمعی از برو بچ به پیشواز این روز فرخنده رفتیم، جاتون خالی همدیگرو کلی کیک مالی کردیم، یه چیزی شده بودم تو مایه های این فسقلی که عکساشو گذاشتم![]()
پی نوشت ۲: تولد میمون ( نام این پست ) چه ترکیبی است؟![]()
۱- مضاف و مضاف الیه ۲- صفت و موصوف ۳- هیچکدام ۴- هر دو
۱
۱- نی نی: برای اینکه دوستم داشته باشه چیکار کنم؟
من: هیچ کار
۲- مار از پونه بدش میاد در خونش سبز میشه
ازش بپرس خو شش میاد چی در خونش سبز شه
۳- آدمش میکنم
نظر خودش چیه
۴- خیلی حسوده
مثل من و تو ؟
۵- حق با منه
همیشه حق با توست
۶- نمیتونم تحملش کنم
پس تحت کنترلش میمونی
۷- آخه بچگیام خیلی کتک خوردم
چه خوب، الان دیگه ۳۰ سالته
۸- من خیلی مظلومم نه؟
غمگین بودنو دوست داری؟
۹- میدونی چه اتفاق وحشتناکی افتاده؟
مهم نیست، تو با اتفاقه چیکار کردی؟
۱۰- کلی حرف زد
شنیدی یا گوش دادی؟
۱۱- زنا از مردا باهوشترن
از نظر زنا یا مردا؟
۱۲- هیچوقت نمیبخشمش
میونت با خود آزاری چطوره؟
۱۳- کاش انتخابش نمیکردم
در لحظه انتخاب بهترین کارو کردی
۱۴- همیشه بدنم درد میکنه
بخشیدنو یاد بگیر
۱۵- از بلندی میترسم
بترس و برو بالاتر
۱۶- زندگی خیلی گنده
آخه تو فکر میکنی، زندگی نمیکنی
۱۷- بهش گفتم خفه شو، ساکت شد و هیچی نگفت
چه سکوت پر سر و صدایی داشته
۱۸- یه روز وضعم بهتر میشه
منظورت امروزه دیگه؟
۱۹- پوستم لک داره، تو آینه دیدم
چی دیدی، پوستتو یا لکشو؟
۲۰- بعضی وقتا خیلی ترسو و خجالتی میشم
چه خوبه که آدم بعضی وقتا محتاط و ماخوذ به حیا باشه
دیدمش،
دخترک هنوز آنجاست
با آن صورت زشت
بدن ناتوان
و نگاه محو و خالی
هنوز مخفی شده
تنهای تنها
میترسد
و میداند
هیچ کس او را نمیبیند
هیچ کس،
حتی خودش
بلند میگه : " طرف خیلی ترسوه، حتی از سایه خودشم میترسه "
آروم میگم: " خیلی کمن کسایی که از سایه خودشون نترسن "
|
|